

.jpg)
وقتی پدیده "تکرار" ، فاجعه را عادی میکند؛ یادداشتی بر سِرشدگی و بیتفاوتیِ اجتماعی
یادداشت مدیر مسئول: به طور کلی بنظرم، عادی سازی وقایع ناجور زمانه از جمله فساد، تورم و گرانی، عدم کارکردهای صحیح و ناهنجاری های اجتماعی، امری باطل و ناپسند و موجب افول و نابودی جوامع بشری است.
صبح که از خواب بیدار میشوی، گوشی را برمیداری. خبرِ تازهترین گرانیِ دلار را میبینی. دلت یکریز میزند، اما نه آنچنان که قبلاً میزد. چند سال پیش، همین خبر کافی بود تا تمامِ روزِت را خراب کند، با همکارانت گلهگذاری کنی، توی گروههای خانوادگی بنویسی «آخرش چی میشه؟». اما حالا؟ فقط نگاهش میکنی، لبخندِ تلخی میزنی و گوشی را زمین میگذاری. انگار که نه، انگار که این خبر، بخشی از پیشبینیِ آبوهوایِ امروز است. بارانی، ابری، گران.
حتی حال نوشتن یک کامنت هم نداریم کامنت که زیاد است حتی یک ایموجی ناراحتی یا مخالفت از وضعیت موجود.
این دقیقاً همان جایی است که تکرار، کارِ خودش را کرده است. گرانیِ اول، شوکآور بود. گرانیِ دوم، نگرانکننده. گرانیِ دهم، عادی. گرانیِ پنجاهم، دیگر حتی یک ابرویِ کسی هم بالا نمیرود. انگار که مغزِ ما، برای اینکه از شدتِ فشار روانی جان سالم به در ببرد، یک کلیدِ خاموش دارد؛ کلیدی که واکنشِ عاطفی را قطع میکند و همهچیز را در قفسهی «مسائلِ عادیِ زندگی» میگذارد. اما این «عادی» شدنِ فاجعه، یعنی تمام شدنِ حسِّ اعتراض، یعنی پایانِ تلاش برای تغییر.
این همان چیزی است که میشود نامش را گذاشت «سِرشدگی اجتماعی»؛ یعنی آن حالتی که حرارتِ خشم، امید و حتی همدلی از کالبدِ جامعه خارج میشود و همهچیز سرد، راکد و بیروح میشود. در این سرما، تکرارِ مشکلات دیگر باعثِ التهاب نمیشود، چون التهاب، انرژی میخواهد و جامعهای که سالهاست با هر تکانِ کوچک، دوباره به همان نقطهی اول برگشته، دیگر انرژیِ تکان خوردن را ندارد. مردم دیگر نمیپرسند «چرا باز هم گران شد؟»، فقط میگویند «باز هم؟» و همین «باز هم» گفتن، یعنی قبولِ ضمنیِ اینکه این وضعیت، دیگر بخشی از قواعدِ بازی است.
در کنار این سرشدگی، پایِ بیتفاوتی هم وسط میآید. بیتفاوتیِ مردم نسبت به گرانی، نه از سرِ رضایت است، نه از سرِ بیخبری؛ از سرِ فرسودگیِ مکرر است. وقتی هر ماه میبینی قیمتِ اجارهخانه بالا رفته، هر هفته میشنوی که قیمتِ مرغ باز هم جهش داشته، و هر روز با اعدادِ تکراریِ تورم مواجه میشوی، کم کم حسِّ تازگی از این رخدادها گرفته میشود. دیگر برایت عادی شده که پولِ توی جیبت هر روز کمتر از دیروز ارزش دارد. عادی شده که برای خریدِ یک سبدِ کوچکِ خواربار، مجبوری چندین بار حساب و کتاب کنی. عادی شده که از برنامهریزی برایِ آینده دست بکشی، چون آیندهای که هر روز گرانتر از دیروز است، قابلِ پیشبینی نیست.
اما این عادیسازی، یک تلهی بزرگ است. جامعهای که به گرانی عادت کند، دیگر برای شفافیت، عدالت و پاسخگویی هزینه نمیدهد. مردم دیگر از مسئولان نمیپرسند «چرا؟»، چون پاسخِ این پرسش را هم بارها شنیدهاند و میدانند که تغییری در کار نخواهد بود. این بیتفاوتی، مثل یک بیحسیِ جمعی عمل میکند؛ همه میدانند که اوضاع خوب نیست، اما هیچکس آنچنان واکنشی نشان نمیدهد که انگار دارد توی یک بحرانِ واقعی زندگی میکند. بحران، عادی شده؛ و عادیشدنِ بحران، خودش از هر بحرانی بدتر است.
و اینجا خطرناکترین بخشِ ماجرا خودش را نشان میدهد. وقتی مردم واکنش نشان نمیدهند، حاکمیت هم خود را ملزم به پاسخگویی نمیبیند.
میداند که اگر باز هم قیمتها بالا برود، باز هم همان سکوتِ سردِ همگانی، همهچیز را میپوشاند. این یعنی یک چرخهی معیوب: گرانی میآید، عادی میشود، سکوت میشود، گرانیِ بعدی میآید. در این چرخه، تنها چیزی که واقعاً گرانتر از قبل میشود، نه پول که سرمایهی اجتماعیِ ماست؛ همان اعتماد و همبستگیِ جمعی که دارد لِه میشود زیرِ چرخهایِ بیتفاوتی.
اما راهِ چاره چیست؟ شاید نتوانیم یکشبه جلویِ تورم را بگیریم، اما میتوانیم جلویِ عادیسازیِ آن را در ذهنِ خودمان بگیریم. میتوانیم لااقل در جمعِ دوستان و خانواده، این تکرارِ مکرر را با یک «نه»یِ کوچک بشکنیم. بهجای گفتنِ «این روزگار است»، بگوییم «این طور که باید نیست». بهجای اینکه گرانی را مثلِ یک بلایِ طبیعی بپذیریم، آن را یک پدیدهی قابلِ نقد و تغییر بدانیم.
تکرارِ گرانیها، ما را به سکوت عادت داده، اما این عادت، گرانترین چیزی است که تا به حال خریدهایم. به قیمتِ از دست دادنِ حقِ اعتراض، حقِ پرسش، و حقِ زیستنِ انسانی. سِرشدگی اجتماعی و بیتفاوتی، دو رویِ یک سکهیِ بیارزشند که ما را به تماشاگرانیِ بیحرکت در برابرِ فاجعهایِ تکراری تبدیل کردهاند. بیایید از امروز، این سکه را خُرد کنیم؛ با یک پرسشِ ساده، با یک واکنشِ کوچک، با این باور که هنوز هم میشود از این سرمایِ کشنده، به گرمایِ همدلی رسید.
با تقدیم احترام
سلحشور
۲۳ مردادماه ۱۴۰۵
بستن *نام و نام خانوادگی * پست الکترونیک * متن پیام |
راه اندازی بزرگترین گروه تلگرامی همکار مناطق نفتخیز
نهادینهسازی صرفهجویی انرژی؛ مأموریتی برای آموزش و پرورشجمعه ۸ خرداد ۵
«پیتسوزی» در مارون؛ آلودگی قدیمی در دل عملیات امروزپنجشنبه ۱۶ بهمن ۴
برای اولین بار در تاریخ؛ ارزش یک اونس نقره تقریباً معادل دو بشکه نفت خامپنجشنبه ۹ بهمن ۴
مناطق نفتخیز جنوب، مدرسه تجربه صنعت نفت ایرانپنجشنبه ۹ بهمن ۴مشاهده گالری تصاویر بیشتر
فلرسوزی نفت و گاز کارون؛ اهواز در محاصرهی دود، سرطان و بیبارانیجمعه ۱۴ آذر ۴
صدای کارکنان صنعت نفت را بشنویدچهارشنبه ۳ مرداد ۳
اظهار نارضایتی کارکنان شرکت ملی مناطق نفتخیز جنوب نسبت به اعمال سقف حقوق و خلف وعده مسولانسه شنبه ۲ مرداد ۳
انتقاد نماینده دشتستان از وزیر نفت: آلودگی نفت برای بوشهر است اما بیمارستانش برای زادگاه وزیر / وزارت نفت ستاد انتخاباتی شدهپنجشنبه ۳۱ خرداد ۳مشاهده ویدئوهای بیشتر
05:54:53
07:26:15
12:20:00
17:12:25
17:33:24